شنبه 94/11/24
دیروز صبح آرادی رو تحویل مامانی دادم ایشان خواب بودند و بنا به خبرهای رسیده خواب ایشان تا نه صبح ادامه داشته و بعد از ظهر هم بخاطر حضور پوریا خواب ظهر خود را نفرموده بودند( البته مدتی است که با اجبار زیر بار خواب ظهر می رود.) غروب بعد از رفتن به خانه و یک ساعتی بازی و شیطنت دیدیم از آرادمان خبری نیست. وقتی دو سه باری صدایش زدم و خبری نشد روانه ی اتاق خودش شدم و دیدم در تخت دراز کشیده و پلنگی را بقل نموده و تصمیم به خوابیدن دارد. ساعت 8:10 از من اصرار که پاشو شام بخوریم و از آراد انکار که میخوام تو تختم بخوابم خوابم میاد و ..... اما اندکی بعد از جایش بلند شد و دوباره به جنب و جوش و تحرک خود ادامه داد و این بار با بالش ...









